بهار در کلام فارسی سرایان تاجیک؛ چه زیبا هست و برنا روی نوروز

نوروز جشنی است مرتبط با آفرینش و طبیعت؛ مفاهیمی که هیچ وقت دستخوش مرور زمان نمی گردد و تداعی و تکرارشان ملال آور نیست.

بهار در کلام فارسی سرایان تاجیک؛ چه زیبا هست و برنا روی نوروز

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه ای خبرنگاران، نوروز جشنی است مرتبط با آفرینش و طبیعت؛ مفاهیمی که هیچ وقت دستخوش مرور زمان نمی شود و تداعی و تکرارشان ملال آور نیست.

مضامینی که همواره یادآور زندگی، رویش و جوشش است واژگانی نشاط انگیز و امیدبخش که در کلام شاعران فارسی گوی به بهترین شکل ادا شده است.

اعظم خجسته

ای عاشقان، ای عاشقان، نوروز عالم آمده

ایام عشق و عاشقی بر خطه جم آمده

خیزید بر صحرا روید، پیراهن از تن برکنید

شادی کنید، شادی کنید، انتها هر غم آمده

در هستی خود گم شوید در کهکشان انجم شوید

شوری به پا سازید همی ، دریا به شبنم آمده

جام سبوحی آورید، تا عقل عاقل تر شود

این محتسب از داوری نالان و ملزم آمده

اندر رکاب این بهار یک عشق پاک و بی غشی

با نکهت بابونه ها بر قلب اعظم آمده

بوی بهار آمد و عاشق شدم

صوت هزار آمد و عاشق شدم

لاله بشکفته به پیش نظر

عارض یار آمد و عاشق شدم

از مژه بام پر از برف حوت

اشک قطار آمد و عاشق شدم

باز ز بزم خوش دلدادگان

نغمه تار آمد و عاشق شدم

در لب رود و لب جو موسم

بوس و کنار آمد و عاشق شدم

فردوس اعظم

نوروز

به آغوشی پر از عطر بهاران

به چشمان منیر نازنینان

بیا ای محضر روز محبت

بیا ای عید گل، ای عید دهقان

بیا ، نوروز، ای شروع فراوری

گلی از باغ وحدت ساز اهدا

بیفروزان چراغ صلح و وحدت

درون منزل تاریک دلها

بیا چون هدیه ای بخشا تبسم

برون آور غم از دل های مردم

بزن تیشه درخت کینه و کبر

ز نو احیا بکن گل های گندم

بیا ای مرغ صبح نو بهاران

بیا ای جشن جمله آدمیان

جدیدی کن ز نو دنیای کهنه

بیا ای شور عشق و جوش ایمان

که تا این سبز گلشن چاویدانه

بود کاشانة صلح و امانی

همای بخت بگشاید پر و بال

به اوج آسمان زندگانی

رسید ایّام عشق و عاشقی باز

عزیزم، آن در پوشیده کن باز

بیا از تو-و من دیگر نگویم

که ما مایم و مقصود است پرواز

بیا تا خانه تکانی نماییم

در پوشیدة دل ها گشاییم

که تا روح و روان آیینه شود

و ما بار دیگر از در دراییم

زمستان رفته و نوروز آید

بشارت هرکجا: خوش روز آید!

ندا آمد ز پشت کوه فریاد

که امشب نزد ما فیروز آید

بیا گل های عشق و مهربانی

برای دوستان جانی چینیم

در این ایّام نوروز خجسته

غم و شادی هم دیگر نبینیم

بیا با هم سرود عشق خوانیم

و از جام محبت کام رانیم

تمام دشت دارد بوی نوروز

چه زیبا هست و برنا روی نوروز

گل و بلبل غزلخوان و طبیعت

همی نوشد فرح از جوی نوروز

بیا گرد و غبار سینه گیریم

بهار آمد، بیا تا کینه گیریم

در این فصل شگوفانی دل ها

بیا ما هم غم دیرینه گیریم

ح

منبع: خبرگزاری فارس

به "بهار در کلام فارسی سرایان تاجیک؛ چه زیبا هست و برنا روی نوروز" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "بهار در کلام فارسی سرایان تاجیک؛ چه زیبا هست و برنا روی نوروز"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید